گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

22

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

ساتراپ نشين خود بازگردد . كوروش در حالى كه به ظاهر آرام مىنمود ولى در باطن تكانى شديد خورده بود به آسياى صغير بازگشت و درصدد برآمد برادر خود پادشاه را خام و با ارسال گزارش‌هاى بنده‌وار او را اغفال كند ، در اين اقدامات نيز مادرش او را همراهى ميكرد . پس كوروش در خفا به تعقيب نقشه خود پرداخت و جهد فراوان مىنمود كه بوسيله بخشندگى و رفتار بزرگوارانه يارانى دور خود جمع كند . لشكريانش هم او را بسيار دوست ميداشتند ، كوروش آنها را در زد و خورد با پىسىها و مىسىها ( دو قوم سركش آسياى صغير ) در كار جنگاورى ورزيده ساخت و از آن پس هم آشكارا نسبت به تيسافرن رفتار خصومت و تنفر نشان ميداد . شهرهاى ساحلى يونيه ( يونانىنشين اناطولى ) كه قبلا فرمانبردار تيسافرن بودند طرف اورارها و جانب كوروش را اختيار كردند فقط ناحيهء ميلتوس ( ميلطيه ) باقى مانده بود . اهالى آنجا نيز رفتارى تهديدآميز داشتند و ميخواستند مثل سايرين از كوروش طرفدارى كنند . در نتيجه تيسافرن به آنجا لشكر كشيده عده‌اى از اهالى را به قتل رسانيد و باقى را هم از ديار خود طرد كرد . كوروش از مطرودين استقبال نمود و عده‌اى فراهم ساخته از راه دريا و خشكى به محاصرهء ميلتوس پرداخت و به ساير شهرهاى يونانى نشين هم فرمان فرستاد كه حتى الامكان داوطلبانى براى لشكر او فراهم سازند تا در قبال خيالات خصومت‌آميز تيسافرن آمادهء پيكار شود . به همين دليل و بهانه نيز سوفانتوس استيمفالى « 1 » و سقراط آخنى « 2 » فرارى را كه مهمانش بودند به يارى و گردآورى سپاه دعوت كرد و از

--> ( 1 و 2 ) - ولايات آسياى صغير